اینقده دوست دارم به عنوان یه سیر ترشی معقول
برم تو دبه ی ترشی و سالها بمونم همون جا.
اینقده دوست دارم به عنوان یه سیر ترشی معقول
برم تو دبه ی ترشی و سالها بمونم همون جا.
وقتی یه جعبه نون برنجی توی خونه باشه و خویشتن داریت تا جایی
برسه که نصف نون برنجی های توی جعبه رو بخوری ،راهی نداری جز اینکه
مواد خطر زا رو از جلوی چشمت دور کنی چون پدر معده ات در اومده و حسابی
اذیتت میکنه.
منم جعبه رو بردم گذاشتم توی ماشین توی حیاط الان در حال سعی بین صفا(حیاط)
و مروه ی( پای سیستم) نون برنجی هستم.
حالادیگه پاهام هم درد گرفتن.
عاشق نون برنجی و باقلوا استانبولی هستم ![]()
وقتی یه لیوان شربت آلبالوی خوشرنگ و شفاف خونگی رو میگیری دستت
طعم کودکی رو توی دهنت مز مزه میکنی.
اون وقتایی که تو و خواهر بزرگه سر تمام بطری هایی که مادر پر از شربت آلبالو
کرده بود رو خالی میکردین و به جاش آب پر میکردین!
پی نوشت: البته من دختر خوبی بودم بیشتر
خواهر بزرگه آب پر میکرد تو بطری ها.![]()
![]()
آی بده آدم یه آهنگ بیافته تو دهنش هی بخونه هی بخونه آی بده
آی اعصاب خرد کنه.
اه اه اه .
بدتر وقتیه که یه آواز به اصطلاح بند تومبونی رو روزی صد بار گوش بدی
در حالی که همیشه به بچه هات میگی گوشتون رو به موسیقی اصیل و
کلاسیک عادت بدهید ای فرزندان من.
خوب معلومه آدم ناراحتی گوارشی میگیره دیگه.
خودش به جهنم این در و همسایه چه گناهی کردن آخه.
اونم چی آهنگ این باشه.
زندگی تو، عاشقی تو،با تو ،هواتو (زندگیمو؟ عاشقیمو؟ ....چی هان؟ چی؟)
خیلی از این حرفای خوب دارم باهاتو![]()
...........
زندگی با تو
عاشقی با تو
نگیر هواتو
( بادش داشته خالی میشده)
نبَر صداتو( ببُر صداتو)![]()
میخوام نگاتو( میخوام نخوای صد سال سیاه)
نرو بیا تو
تو رو خدا تو
الهی العفو، الهی العفو
جوونی کردم ،حالیم نبود حالا یه چیزی گوش دادم
وقتی هم اون خاموشه خودم با صدای جیغ جیغی میخونمش .خدایا به بچه هام
و همسرم رحم کن الان خسته از مدرسه و کار میان خونه باید براشون هی بخونم .
مثل مته تو مغزمه .اه اه اه
زندگی با تو......... دیش دیری دیش
***
خوب مسابقه تموم شد و الان دیگه میشه در موردش صحبت کرد.
اولا ممنون از دوستانی که لطف کردن و به این وبلاگ رای دادن.
دوما من باید اعتراف کنم که امسال نه به کسی رای دادم و از دوستان
نزدیکم هم خواسته بودم که به من رای ندن حالا دلیلش بماند.
سوما ممنون از دوستی که زحمت کشید و لوح تقدیر من رو از دبیرخانه
پرشین گرفت تا یادگاری بمونه![]()
چهارم تشکر ویژه از خانواده ی رجبی چون عادت کردن همیشه ازشون تشکر بشه![]()
بگو بگو بگو فقط یه بار .....
میتونی یه غذای تبلیغاتی برای خانواده بپزی و سر میز بذاری اگر :
اگر مثل سیر ترشی از نوع متاهلش یاد گرفته باشی هر بسته ای
( میتونه سبزی و گوشت و...باشه)رو که میخوای داخل فریزر بذاری
هزار و یک جور گره بزنی .
و اگر برای اینکه این بسته های گاهی متحد الشکل با هم اشتباهی
گرفته نشن روشون بر چسب بزنی مثلا" سبزی آش رشته" یا " سبزی
آش ماست"و...
و اگر اینقدر قدرت خلاقیت داشته باشی که در مواقعی که برچسب توی
خونه نیست ، این نوشته رو روی یه تیکه کاغذ کج و معوج بنویسی و
و چون طبیعیه که کاغذ معمولی نمیچسبه اونو بندازی توی کیسه فریزر
پر از سبزی آش و حتما قید کنی که "سبزی آش رشته ( جدید)"
و در آخر اگر یادت نباشه وسبزی رو با همون کاغذ نوشته شده بندازیش
توی قابلمه ای که آش رشته داخلش در دست احداث میباشد.
و اونوقته که یه آش رشته ی تبلیغاتی خواهید خورد.
"سبزی آش رشته جدید"
پی نوشت خواهش نوشت: دوستان بعد از خراب شدن کامپیوتر و بلاهایی
که سرش اومد آدرس خیلی ها رو از دست دادم .لطف میکنید اگر موقع کامنت
گذاشتن حتما آدرستون رو هم درج بفرمایید.